مقاله

مهد کودک آری یا نه؟

نگاهی به جوامع امروزی و خانواده‌های مدرن که می‌اندازیم، شک نمی‌کنیم که مهدکودک یک نیاز ضروری‌ است. مادرهایی که صبح زود برای انجام کار از خانه بیرون می‌روند و عصر خسته از کار برمی‌گردند، پدربزرگ و مادربزرگ‌هایی که یا نیستند و یا حوصله و توان نگهداری از نوه‌هایشان را ندارند…
محیط‌های کاری که طبعا حضور کودکان را برنمی‌تابند و در بهترین حالت، موسسه‌ای خصوصی را برای فرزندان کارکنان در نظر می‌گیرد، کودکانی که می‌بایست هر چه سریعتر ـ البته از نظر پدر و مادرهاشان ـ مهارت‌های جدیدی همچون موسیقی، کامپیوتر، زبان خارجی و … را فرابگیرند، همه و همه انگشت اشاره خود را به سمت مهدکودک‌ها گرفته‌اند و اولین و آخرین راه‌حل خودرا نشان می‌دهند.
و البته سوال و نگرانی‌ای که همیشه برای والدین، خاصه مادر وجود دارد این است که؛ آیا سپردن فرزند به مهدکودک در تربیت و رشد او تأثیر منفی دارد یا مثبت؟!
 

تاریخچه مهدهای کودک

اولین موسسات مراقبت از کودک، ۲۶۳ سال پیش، یعنی در سال ۱۱۲۹ شمسی (۱۷۵۰میلادی) در اتریش شکل گرفت. این مهدکودک‌ها با الگوبرداری از یتیم‌خانه‌ها و در کنار کارگاه‌های تولیدی به وجود آمد. درست در همان ساعاتی که زنان کارگر در کارگاه‌ها مشغول به کار بودند و زمانی برای حفاظت و نگهداری از فرزندان خود نداشتند. بیشتر مشتریان این موسسات خانواده‌های فقیر بودند که زنان آنها مجبور به کار در شرایط سخت و ساعات طولانی می‌شدند. در این مهدکودک‌های ابتدایی خبری از آموزش نبود، فلسفه‌ وجودی آنها تنها نگهداری از کودکان بود تا در جامعه دردسرساز نشوند و به بزه‌کاری روی نیاورند.
اولین کودکستان بر اساس طرحی از«فریدریش فروبل» در سال ۱۲۱۹ (۱۸۴۰ میلادی) در آلمان ساخته شد و نام آن را kindergarten به معنای « باغ کودک» گذاشتند. در طرح فروبل آموزش در کنار بازی گنجانده شده بود و همین امر باعث شد که مهدکودک‌ها به مرور از لحاظ کمی و کیفی پیشرفته شوند و اتحادیه‌ها، قوانین، برنامه‌ریزی و نظارت و مراقبت‌های تربیتی حول محور آنها شکل بگیرد.
در ایران اما علت تأسیس مهدها کاملا متفاوت بود. اولین مهدکودک را در سال ۱۲۹۸ شمسی یعنی ۹۴ سال پیش، اقلیت‌های مذهبی در تهران احداث کردند. بعد از آن در سال ۱۳۰۳، جبار باغچه‌بان در تبریز «باغچه اطفال» را تأسیس کرد و چند سال بعد کودکستان دیگری در شیراز دایر نمود. اهدافی که مهدها در ایران دنبال می‌کردند بیشتر سیاسی و تربیتی بود.
 

اهداف

هدف‌های کلی که برای آموزش و پرورش پیش از دبستان در نظر گرفته می‌شود را می‌توان این‌گونه عنوان کرد؛
  • جایگزین حضور مادر شدن در همه اوقاتی که به نیروی کار او در جامعه مورد نیاز است. منظور فقط نگهداری و پرستاری نیست بلکه بهترین جایگزین یعنی توجه به همه جوانب پرورش جسمی و معنوی است.
  • پایه گذاری ارزش‌های انسانی – اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی و مذهبی، در کودکان
  • شکوفا کردن استعدادها و توانایی های کودک
  • آماده کردن کودک برای ورود به دبستان
  • این اهداف خوب و متعالی هستند، چه کسی ا‌ست که نخواهد فرزندش فردی جامعه‌پذیر، انسانی و اخلاقی، بار بیاید، استعدادهایش شکوفا شود و در مراحل مختلف زندگی موفق باشد؟! بنابراین مشکل در اهداف نیست، مسئله ابزار تحقق اهداف است که باید دید توانایی لازم را جهت برآوردن این اهداف را دارد یا خیر؟! فرضیه‌های روانشناختی متفاوتی در مورد تاثیرات مهدکودک بر کودکان ارائه شده‌است. ما در این یادداشت اثرات مثبت و منفی‌ای که روانشناسان و علمای تعلیم و تربیت برای مهدها برمی‌شمرند را خواهیم آورد و نتیجه‌گیری را به عهده خوانندگان می‌گذاریم.

    اهمیت کودکی

    «سرعت رشد انسان از تولد و حتی پیش از تولد تا هفت سالگی مسئله‌ای است که کم و بیش در سرتاسر جهان به آن توجه کرده‌اند. اکنون این مرحله را از حساس‌ترین و مهم‌ترین مراحل رشد انسان می‌دانند، پژوهش‌های گوناگون عصر ما نشان داده که اگر در این مرحله‌ ی رشد از نظر جسمی، روانی، تربیتی نسبت به کودک غفلت و کوتاهی شود در مراحل بعد تنها پنجاه درصد از این کوتاهی‌ها را می‌توان جبران کرد و پنجاه درصد دیگر جبران‌ناپذیر خواهد بود.»
    این مسئله نشان می‌دهد که نحوه‌ی رشد و تربیت کودک در این سنین و حضور یا عدم حضورش در مهدکودک، چقدر می‌تواند در بالندگی او موثر باشد.
     

    اثرات مثبت مهدکودک

    انسان موجودی اجتماعی است، کودکان امروزی که اغلب هم تنها هستند و خواهر و برادری در کنار خود ندارند نیاز به ارتباط با همسالان خود دارند. مهدکودک‌ها عموما برای بچه‌ها جذابیت دارند، مکانی که پر از بچه‌های هم سن و سال است و نوید بازی و سروصدا و انرژی را می‌دهد.
    روان‌شناسان، مهدکودک را برای اجتماعی بارآوردن کودکان پیشنهاد می‌کنند، اما غالب آنها تا دو سال و نیمگی چنین پیشنهادی را رد می‌کنند و جدایی مادر و فرزند را تا قبل از این سن به صلاح نمی‌دانند. دکتر سیما فرودوسی می‌گوید: «بهتر است کودکان تا پایان ۲ سالگی در محیط خانواده و نزد والدین خود باشند. احساس امنیت روانی اولیه و وابستگی‌های عاطفی باید به صورت صحیح و طبیعی در خانواده شکل بگیرد. از این سن به بعد کودکان به تجربه‌های اجتماعی نیز نیاز دارند. ارتباط با همسالان و آموختن بسیاری از مفاهیم را می‌توان از طریق اجتماع و همسالان برای فرزندان مهیا کرد. رشد اجتماعی کودک، نحوه ارتباط با دیگران و یادگیری زبان و درک مفاهیم کلامی و غیرکلامی در یک مهدکودک خوب که از معیارهای لازم برای رشد اجتماعی و کلامی کودکان برخوردار باشد، ضروری به نظر می‌رسد.
    در یک مهد کودک برنامه کودکان از نظم و انضباط خاصی برخوردار می‌شود. برنامه خواب و خوراک آنها به طور منظم از قاعده خاصی پیروی می‌کند. همچنین آموزش بسیاری از مطالب که ممکن است مادر، در منزل به صورت پراکنده یا به طور غیرعلمی به فرزندش بیاموزد، در مهدکودک به صورت منظم و روش‌مند در جمع و به صورت گروهی آموخته می‌شود. به طور کلی کودک در این مرحله برای سال‌های آینده که باید ساعت‌های بیشتری را از خانه دور باشد، آماده می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد کودکانی که به مهد کودک رفته‌اند، در مقایسه با کودکانی که به مهد نرفته‌اند، از واژه‌های بیشتری استفاده می‌‌کنند و نحوه ارتباط‌شان با دیگران راحت‌تر است، بنابراین یک مهدکودک خوب با معیارهای بهداشتی و تربیتی‌ قابل قبول تاثیر زیادی در رشد روانی کودک دارد.»

    اثرات منفی مهدکودک

    بسیاری از روانشناسان کودک و کارشناسان علوم رفتاری براین باورند که هفده درصد کودکانی که بیش از سی ساعت در هفته، در مهد کودک می‌مانند با مشکلات رفتاری مواجه می‌شوند. روزنامه نیویورک تایمز با انتشار نتایج تحقیقی در مورد یک هزار و صد کودک در ده شهر آمریکا از سال ۱۹۹۰ تا کنون نوشت، آموزگاران آمادگی و مادران این کودکان، از آن‌ها به عنوان کودکان تهاجمی، بهانه گیر، نترس، دردسرآفرین و افرادی که باید خواسته‌هایشان به سرعت عملی شود، یاد می‌کنند.
    روانشناسانی که حضور والدین در کنار فرزند را در سال‌های ‌اولیه زندگی لازم و ضروری می‌دانند، بر این باورند، بهترین مکان برای رشد کودک خانواده است و دوری از محبت والدین را عامل رفتارهای تهاجمی کودکانی که بیشتر ساعت‌های روز را در مهدکودک به سر می‌برند، عنوان می‌کنند.«بالبی» روان شناس غربی پس از بررسی کودکانی که در مهد کودک رشد می کنند به نتیجه رسید که چنین کودکانی با مشکلات روانی عاطفی دست به گریبان هستند و نام این پدیده را محرومیت موسسه ای نام نهاد.
    نوع اداره مهدکودک نیز در بروز یا جلوگیری از اختلالات عاطفی کودکان بسیار موثر است. گاهی پذیرش کودکان بیش از تعداد استاندارد در مهدکودک‌ها، با مربی‌های کمتر از حد استاندارد و گاه کم تجربه و نداشتن رفتار صبورانه و مادرانه یکی از مشکلات و موانعی است که بچه‌ها در مهد کودک‌ها از محبت عاطفی برخوردار نمی‌شوند.مکرراً مشاهده شده کودکانی که در روزهای اولیه ورود به مهد در جلوی در ورودی از آغوش والدین گرفته می شوند و با گریه و شیون بلافاصله به مربی سپرده می شوند دچار شب ادراری، تب و دردهای جسمی، بی خوابی، ترس هایی با علل نامعلوم و لکنت شده اند واین نشانگر اضطرابی است که کودک در روبرو شدن با محیط جدید به علت عدم احساس امنیت روانی – عاطفی به آن دچار شده است. از این رو کیفیت و نحوه ارتباط اولیه کودک با مربی یا مراقبت کننده خود، به تدریج ابعاد گسترده‌تری می یابد و اهمیت آن بیش از پیش نمایان می گردد.
    و اما…
    نکات مثبت و منفی حضور کودک در مهدکودک را برشمردیم، آنچه مسلم است اگر شرایطش را دارید بهتر است که حداقل تا ۳ سالگی کودک را به مهد نسپارید و بعد از آن شرایط مهد را به خوبی بسنجید. مهمترین نکته مربی مهد است که قرار است جایگزینی هرچند نیمه برای مادر باشد، باید در نظر داشت که نگهداری و آموزش و سروسامان دادن چندین و چند کودک ۴ـ ۵ ساله در روز، اصلا کار آسانی نیست و نیاز به صبر، تحمل، عشق و تخصص و مهارت دارد. کودک در این سنین، اوج وابستگی‌ش را می‌گذارد، بهتر است برای کاهش این وابستگی، تدریجی، آرام و باحوصله عمل کنید. زمان گرفتن کودک از مهد، زمان مهمی است، اگر دیر به او برسید نوعی هیجان و اضطراب به او وارد کرده‌اید، در این صورت او گمان می‌کند که فراموش شده است. هیچ‌گاه از اجبار استفاده نکنید. قبل از فرستادن او به مهد حتما درباره‌ی محیط جدیدش برایش توضیح بدهید و در دادن توضیحاتتان خلاقیت داشته باشید. از شعر و تئاتر و سرود استفاده کنید. از او در مورد مهد و احساساتش بپرسید، به صحبت‌هایش گوش دهید و هیچ‌کدام را نادیده نگیرید.
     

    منابع

    خواجه‌زاده، مصطفی، مجله تربیت، سال هشتم، شماره دهم، ویژه‌نامه تابستان
    ابوالقاسمی، ر، تأملی در تاریخچه‌ی مهدکودک، ماهنامه سوره، شماره ۵۷ ـ ۵۶، بهمن و اسفند ۱۳۹۰
    رازقی، نرگس، غباری بناب، باقر، مظاهری، محمدعلی(۱۳۸۵)؛ مهدکودک و سبک‌های دلبستگی کودکان: پژوهشی در خانواده‌های تهرانی؛ تازه‌های علوم شناختی، سال هشتم، شماره یک
    دکتر برهانی، علی؛ مصاحبه با دکتر سیما فردوسی روانشناس خانواده؛ مهدکودک به چه دردی می‌خورد؟ سایت پزشکان ایران
    سوالی دارید؟ با ما صحبت کنید!
    مکالمه را شروع کنید
    سلام! برای چت در WhatsApp پرسنل پشتیبانی که میخواهید با او صحبت کنید را انتخاب کنید